• 1
  • 19
  • 2
  • 3
  • 4
  • 41
  • 5
  • 51
  • 6
  • 7
  • 8
  • P1010024
  • P8050120
  • Picture 026
  • khiar mazrae 3
  • khiar mazrae

آبیاری زیر سطحی سفالی_قسمت پنجم

نوشته شده توسط مدیریت. ارسال شده در مقالات

اقتصاد کشاورزی

در حال حاضر اقتصاد کشاورزی هیچ مفهومی در رابطه با ارزش افزوده در تولید ناخالص ملی و ..... ندراد،بلکه مبالغ هنگفتی از پول نفت خرج می شود تا 7/1 هزینه مصرف شده + خسارات ناشی از نابودی منابع استراتژیک و پایدار + خسارات ناشی از عرضه و بیماری های ملی + خسارت محیط زیست را در قالب فروش محصول در اقتصاد تعریف کنیم ، قبلاً اشاره کردم اگر محصولات کشاورزی را به غیر از دیم تولید نکنیم بزرگترین خدمت را به کشور اعم از ملت و آب و خاک و حتی کره خاک کرده ایم،البته در خصوص دیم تولید دیم فعلی نيست دليل آن نیز خسارات دهها برابری تولید دیم ناشی از شخم مراتع است .

امیدوارم دوستان تمامی سوبسید های انرژی اتحصال آب + سوبسید ملی + سوبسید های مستقیم دولت به بخش کشاورزی + هزینه سدهای کشور اعم از سرمایه و نگهداری و .... + خسارات ناشی از محیط زیست + هزینه حمل و نقل + سوبسید سوخت ادوات + پرسنلی وزارت و ...را جمع و بر میزان تولید تقسیم کنید تا عدد واقعی هزينه و سوبسيد را بدست آورید متوجه خواهید شد بابت تولید هر کیلوگرم محصول کشاورزی بیش از یکهزار و پانصد تومان 1000-1500 تومان هزینه می دهیم و محصول را از کشاورز حداکثر 150 تا 200 تومان خریداری می کنیم .

متأسفیم برای ساختار کشاورزی از رئيس کمیسیون کشاورزی تا نگهبان ورودی کاخ جهل،هزینه استحصال آب متر مکعبی 200 دویست تومان است در حالیکه در مقابل هر متر مکعب آب 400 گرم محصول تولید می شود یعنی دولت برای یک کیلو محصول کشاورزی پانصد تومان سوبسید استحصال آب می دهد ، کشاورزان حتی درآمد کارگری خود و خانواده را نیز در نمی آورند،(البته مناطق متفاوت است)

نمونه ساده آن تولیدات گلخانه ای است . حداقل مصرف گازوئیل هر واحد پانصد متری معادل 150 (یکصد و پنجاه)ليتر است وهر هکتار 20 واحد پانصد متری است که می شود                                  

لیتر در روز    3000 = 150 * 20

با احتساب 120 روز دوره کاشت داشت وبرداشت ،معادل

سيصدو شصت هزار ليتر در هكتار   360،000= 3000 * 120

قیمت واردات گازوئیل راهرلیتر 1000تومان محاسبه کنیم .

میلیون تومان 360,000*1,000=360,000,000

سیصد و شصت میلیون تومان هزینه سوخت یک هکتار گلخانه

میزان تولید میانگین کشور یکصد تن در هکتار است .

سوبسید سوخت برای یک کیلو خیار گلخانه ای 360,000,000/100,000=3,600

سم های مهلک + هزینه آب و برق + سرمایه + کارگر و سود + حمل و نقل باشد ،

و حالا قیمت سوخت 160 ریال را که می شود 16 تومان محاسبه کنیم :

هزينه سوخت گلخانه به قيمت مفت  360,000*16=5,760,000    

هزینه سوخت 1 کیلو خيار با انرژی مفت   5,760,000/100,000=57.6

جناب آقای رئیس جمهور محترم حالا متوجه می شوید مدیریت جهل چگونه یک ملت را ویران و اقتصاد را چنان گرفتار می کند که دیگر نتوانید نجات یابید و چه کسانی از این سوبسید استفاده می کنند.

اعداد مصرف سوخت گاها" بيشتر است و تا روزی سیصد لیتر برای هر گلخانه هم می رسد و در بعضی مناطق کمتر و گاهی 3/2 میزان اعلام شده و به ندرت 2/1 میزان اعلام شده می باشد .

استحضار داشته باشید اگر سوبسیدهای دیگر را نیز محاسبه کنیم عدد فراتر از این می رود و حداقل کیلوئی 1500 تومان دیگر بايد اضافه شود که هزینه تمام شده را شامل می گردد.

آبیاری زیرسطحی

در این بخش عملکرد در هکتار و یا کیلوگرم بر متر مربع و یا کیلوگرم در مقابل هر متر مکعب آب مطرح است در روش آبیاری زیر سطحی به دلیل ویژگی های خود و طراحی گلخانه که متأثر از سیستم است و رطوبت محیط را کنترل می کند باعث 40% صرفه جویی انرژی هستیم ، این میزان صرفا" به دلیل ویژگی سازه و بسته بودن آن (بدون دریچه) می باشد .

افزایش عملکرد محصول باعث می گردد کارآئي انرژی افزایش یابد به عبارتی ما قادریم متأثر از روش آبیاری و اثرات مختلف و ویژگی های منحصر به فرد معادل پانصد تن محصول و حداقل چهارصد تن تولید داشته باشیم که به اعداد زیر می رسیم :

مصرف سوخت یک هکتار آبیاری زیرسطحی 216000 = 144000 – 360000

هزینه سوخت به قیمت جهانی:

216000000 = 1000 * 216000

تومان بایت هزینه سوخت آزاد  540 = 400000 / 216000000

آقای رئیس جمهور اگر تولید محصولات گلخانه ای در خارج کشور اقتصادی است به دلیل مدیریت علم است نه جهل و تولید بالا و تکنولوژی استفاده بهینه از سوخت باعث تناسب قیمت با قدرت خریداست در حالیکه ویژگی اقلیم ایران باعث می گردد ما محصولات ارگانیک گلخانه ای را بسیار ارزانتر از خود آنها تولید کنیم و انگاه درآمد بیشتر از نفت را در همین بخش محاسبه و مشاهده نمائید .

ضمناً ارزش واقعی انرژی باعث پیشرفت تكنولوژي می شود ما سوخت مفت می دهیم و از تنوره آبگرمکن بجای هیتر استفاده می کنیم و هر كسي از راه مي رسد با ايجاد يك رابطه غلط با مسئولين كشاورزي - كه خود چيزي از گلخانه نمي دانند- مجوز احداث گلخانه مي گيرد كه باعث خسارتهاي فراوان ملي مي گردد .             

آقایان را از این نهاد استراتژیک به بیرون هدایت کنید،ماهی یکصد میلیون تومان هم به آنها بهدید تا جهلشان گم شود.

حقیر به جرم این دستاوردها مجازات می شوم و شما بگوئید آیا ابلیس قادر است تا این حد خیانت کند ، عقل دشمنان هم نمی رسد که اینگونه خیانت کنند .

بزودي اقتصاد کشاورزی را تعریف می کنم تا دهها میلیارد دلار صرفه جویی و صدها میلیارد دلار درآمد کسب کنید.

اگر اشتباه نكرده باشم 40000هكتار گلخانه در كشور وجود دارد ،گلخانه كه چه عرض كنم لوله خم شده كه پلاستيك كشيده اند .

ولذا براي سوخت اين سطح گلخانه معادل

مصرف كل سوخت(ليتر)هكتار گلخانه

سوخت يك هكتار(ليتر)

360,000  *40,000   =  14,400,000,000

 

هر بشكه نفت(ليتر)  مصرف سوخت كل

معادل ميليون بشكه نفت خام 14,400,000,000 /  200=72,000,000 

 

هر بشكه (دلار) بشكه نفت خام

معادل دلاري سوخت گلخانه نفت خام 72,000,000 * 120 = 8,460,000,000 

 

هزينه سوخت وارداتي1000 تومان 14,400,000,000*1000=14,400,000,000,000

 

 

اگر دوستان خصوصا" دست اندركاران دولت وبخش نفت به روند افزايش مصرف سوخت ،گازوئيل وواردات آن دقت فرمايند وتوسعه گلخانه ها را نيز مد نظرو آمار ها را كنار هم بگذارند متوجه رقم ها خواهند شد .

ضمنا"اعداد تقديمي در صورت اشتباه در سطح زير كشت افزايش يا كاهش مي يابد ولي هيچ تاثيري در اصل موضوع ندارد فرض كنيد يك واحد گلخانه پانصد متري در كشور وجود دارد !ضمنا"گلخانه هايي با عملكرد دويست تن وكمي بيشتر هم داريم كه آمار نامه رامدنظر قرار داده كه در صورت خطا لحاظ فرماييد (آمار نامه 80تن در هكتار بوده كه يكصد تن محاسبه كردم )حتي اگر بر فرض محال تمام گلخانه ها 200تن هم توليد كنند باز هم تباه كننده تر است و به همين دليل اشاره كردم كه اگر به گلخانه داران ماهانه يك ميليون حقوق بدهند ومحصول رانيز وارد كنند سود كلاني نصيب كشور مي شود ،گلخانه داران هم بروند شنا كنند يا كشتي ،فوتبال و...كه ورزشكار تحويل مملكت دهيم

از طرفي سود اين روش توليد مستقيم به جيب صادر كننده وواردكننده خارجي مي رسد ،چقدر احساس حقارت كردم زمانيكه صادرات خيار گلخانه به تركيه همزمان با در خواست رئيس تحقيقات ورئيس كشاورزي در سفر به تركيه جهت كمك به تكنولوژي توليد محصولات گلخانه اي را فهميدم ،

حال ببينيم بااين ميزان سوخت در سيستم آبياري زيرسطحي چه ميزان توليد مي كنيم وارزش افزوده محصول از بعدكيفي وكمي چه تفاوتهايي داشته ودرآمد از بعد كيفي وكمي چه ميزان است :

 

تن هكتار:

عملكرد در كل (تن)40000*400=16000000

 

عملكردبا سطح كشت ثابت زيرسطحي (كيلوگرم)  16000000*1000=16000000000

 

تومان هر كيلو كيلوگرم محصول

 

درآمدازفروش داخلي با قيمت انرژي جهاني16000000000  *  1000  =16000000000000

 

و هزينه هر كيلوبا انرژي آزاد= 500 تومان

 

هزينه توليد چهل هزار هكتار       16000000000*700=11200000000000

سود خالص با در آمد500تومان براي 1كيلو  4800000000  = 16000000000000-11200000000000

 

نمي خواهيم اعداد را ريز كنيم پانصد تومان هزينه كاشت داشت برداشت واستهلاك ،وپانصد تومان سود درب گلخانه كه ميتوان آنرا به هر عددي كاهش داد 200تومان ،300تومان وبا هر سودي كه قيمت بازار را پائين بياورد سود كيلويي دويست تومان با عملكرد بالا هم كافيست ضمنا" انرژي را حداكثر 250تومان براي هر كيلوگرم محاسبه كرده ايم به صورت آزاد هزار توماني در حاليكه بسيار كمتر هم مي توان توليد كرد .

قيمت خيار ارگانيك در بازار هاي جهاني تا كيلويي 3و4دلار مي باشد ولي ما آنرا 2دلار محاسبه مي كنيم وبجاي كاهش يا افزايش توليد وبراي روشن شدن اصل موضوع همان 40000هكتار را مبنا قرارداده عملكرد 100تن و400تن را منظور وانرژي را نيز 75ليتر و45ليتر محاسبه كرده كه در صورت تغييرات ويا اشتباهات كوچك قابل منظور كردن در اعدادنهائي باشد ودوستان متوجه باشند كه چنانچه عملكرد دوبرابر هم باشد اعدادچه تفاوت فاحشي دارد

 

دلار كيلوگرم محصول:

 

درآمد از فروش به دلار 16000000000  * 2  =320000000000

 

قيمت تقريبي دلار هزينه توليد به ريال

 

هزينه توليد به دلار با انرژي آزاد 11200000000000 / 1000 =11200000000

در آمد به دلار32000000000-11200000000=20800000000  

 

حداكثر سوبسيد ملي وبرق وكارگري ،آب در آمدبه دلار

20800000000 - 40000000000  =16800000000

 

حال هر چه مي خواهيد تخفيف بدهيد با توجه به اينكه محصول ارگانيك قيمت بسيار زيادي دارد وافزايش قيمت جهاني انرژي قيمتهاي فعلي را افزايش داده ونيز انرژي خورشيدي كه جاي تامل دارد .

واين در حاليست كه دولت بابت صادرات يككيلو خيار گلخانه اي بيش از سه هزار تومان سوبسيد مي دهد ،اين عددرا همطبق بررسي مجدد وگرفتن آمار مصرف در كل كشور بصورت ميانگين تعيين بفرماييد ،هرچه شما بگوييد من قبول دارم.

اينگونه سوبسيد پرداخت كردن از يكطرف و استفاده بي‌حساب از منابع غيرقابل جايگزين مانند منابع جهاني زيرزميني يا منابع طبيعي وحتي استفاده غلط از آبهاي سطحي و در نهايت چند كيلو مواد غذائي آلوده تحويل جامعه‌دان فقط از عهده مديران كشاورزي و آب كشور ما بر مي‌آيد و نمي‌توانيد مشابه اين اقدامات را در هيچ كشوري حتي كشورهاي داراي منابع انرژي بيشتر از كشور ما پيدا كنيد.

سوبسيد نان + سوبسيد ارزاق عمومي+ سوبسيد كود شيميايي+ سوبسيد شخم زمين+ سوبسيد استحصال آب+ سوبسيد حمل و نقل + سوبسيد سوخت گرمايشي+ هزينه سرسام‌آور تحمیلي پرسنل فاقد دانش و … = 1 كيلو گوجه فرنگي كه به قيمت حداكثر 150 تومان از كشاورزان خريداري مي‌گردد‼ و يا يك كيلو پسته كه اگر كيلوئي 5000 تومان از كشاورزان خريداري گردد معادل همان 150 تومان گوجه‌فرنگي است (نسبت به عملكرد محصول و خسارات احتمالي) سوبسيد بنزين و قيمت رايگان آن باعث گرديد پيكان 50 سال پيش تا دو سال پيش توليد گردد و همان سياست باعث گرديد دنبال تكنولوژي برتر نرويم، هر تكنولوژي دهها تكنولوژي به ارمغان مي‌آورد، و ساخت هر ابزار فكر ساختن ابزار پيشرفته‌تري را به همراه دارد.

بازرسي كل كشور، ديوان محاسبات، ديوان عدالت … كاري نمي‌توانند بكنند وقتي شخصي در جايگاه وزارت قرار مي‌گيرد كه سابقه اقدامات ويرانگرانه او و خسارات متأثر از ادعاي كذب او قابل برآورد نيست، وقتي مديران ادعائي دروغ دو ميليون تن گندم را كه قبلاً جهت مصرف نزدكشاورزان مي‌ماند را خريداري كند و به افزايش توليد ربط بدهد و از طرفي با عنوان فريبنده كمك به روستائيان آرد راكيسه‌اي پنجاه تومان به كشاورزان بفروشد و عدد مصرف اضافه را هرگز در مقابل نمودار توليد قرار نداده و فقط نمودار توليد را ارائه دهد از كيسه ملت ميلياردها تومان سوبسيد بدهد و … با اين فريب‌ها هرگز كسي از اين آقا سئوال نكرد كه چه مي‌كني، و به عبارتي براي تكيه بر نمادي كه حيات، سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي كشورها مستقيماً بر آن تكيه دارد (كشاورزي) و آنگاه زدن ضربه‌هاي مهلك نمائي هيچ مانعي وجود نداشت و شاهديم كه تمام فريادهاي ما طی چند سال گذشته كاملاً صحيح بوده.

كشوري كه نتواند اقتصاد كشاورزي خود را تعريف و واقعي و علمي و قانونمند كند، محكوم به نابودي تمام ساختارهايش خواهد شد، چه قبول كنيد و چه نكنيد.

در پاره‌اي مناطق خسارات ناشي از تخريب زمين اعم از مرتع و دشت و با منابع آب و نيروي انساني به حدي رسيده كه جبران خسارات دهها برابر در آمد از تخريب است، حداقل قيمت تمام شده محصول كشاورزي به نسبت عملكرد درو احد سطح 5 برابر قيمتي است كه با حذف سوبسيد توليد مي‌گردد، در حالي كه به همين ميزان خسارات پنهان داريم، آقایانی كه يارانه را با اعداد 5 ميليارد دلار، 10 ميليارد دلار و 50 ميليارد دلار مي‌بندند استحضار داشته باشند حداقل 300 سيصد ميليارد دار يارانه مي‌دهيم، و از اين ميزان يارانه هيچ چيزي جز نابودي منابع و انساني باقي نمي‌ماند آنهم در دنیایی كه تكنولوژي به روز است، متوجه شويم تمام شهرها را بايد خراب كنيم و دوباره بسازيم تا از عهده تأمين سوخت بر آييم، يارانه سوخت گاز، گازوئيل، برق باعث ساخت اين واحدهاي مسكوني مي‌گردد كه اولاً فاقد استحكام و بعد فاقد امكان بهره‌برداري بهينه انرژي مي‌باشد.

چند سال براي ساختن سدهاي كارون، كرخه وقت و چه ميزان سرمايه صرف شد در حاليكه حوزه‌هاي آبريز و آبخيز كرخه و كارون، زاگرس، الوند و دماوند به دليل چرای بی رویه دام و فرسايش فاجعه بار خاك در حال نابودشدن است و ورودي رسوبات به پشت سدها غير قابل تحمل است (آقايان اعلام فرمايند) در حاليكه اين تخريب‌ها ادامه دارد و هر روز عمق بيشتري به آن داده مي‌شود، مي‌خواهند طرح مطالعاتي را با دادن هزار شاخ و برگ و فريبنده ارائه دهنده طرحي كه دو دهه قبل غربي‌ها و سازمانهاي زيرمجموعه فائو ارائه دادند و …،

حالا بفرمائيد چگونه مي‌توانيد اين خسارات را به رقم تبديل كنيد و در اقتصاد كشاورزي بگنجانيد، تمام درآمد نفت را نيز اختصاص بدهيد قادر به اصلاح نيسيتيد، مگر مديريت جهل را ابتدا محاكمه و افرادي كه درك از انسان, طبيعت و در نتيجه خداوند رحمان داشته باشند را بگماريد.

در حاليكه انسان خود با جهالت و بي‌خردي اقدام به نابودي و تباهي كند، چگونه انتظار است خداوند به او رحم و يا نيروهائي كه رابط هستند و ما به آنها توكل مي كنيم در راستاي اصلاح اينهمه ويرانگري مستمر اقدام خاص كنند و هر بار كه ما دعا كرديم (استثغا) باران ببارد، طبيعت قانون دارد، فرشته‌هائي بر امور متولي هستند. حساب و كتاب دارد، عقل داده شده، انسان با علم و با تاريخ هدايت شده،بايد تأسف خورد بر حال كسانيكه اينگونه ظالمانه و خودخواهانه و جاهلانه از خداوند و … انتظار دارند (نوع نگاه رفتار، عملكرد، ديدگاه در بخش مقوله كشاورزي، محيط زيست، غذا، بگونه‌اي است كه باید برخورد سختی با این گروه جاهل گردد.

موضوع حذف سوبسيدهاي مختلف را براساس ميزان و نوع سوبسيد و اثرات فاجعه‌بار آن را در قالب جزوه‌اي ارائه دادم كه مشهدي حسينعلي بهرامي آنرا در اختيار دارد.

اگر ملاحظه مي‌فرمائيد كشورهاي مختلف سوبسيدهائي را در بخش‌هاي كشاورزي لحاظ مي‌كنند، اينگونه نيست كه شما فكر كرده‌ايد، يا شنيده‌ايد (فكر كه چه عرض كنم) براساس پتانسيلهاي طبيعي هر كشور، ارزش نهاده‌هاي طبيعي تعيين و هزينه تأمين و بهره‌برداري نيز براساس قيمتهاي واقعي دريافت مي‌گردد و فرآورده نيز به قيمت واقعي تمام شده با سود عادلانه خريداري مي‌گردد، ممكن است در يك يا چند فرآورده با محصول كشاورزي و يا دامي متأثر از تفاوت قيمت تمام شده يك محصول با محصول كشور ديگر كه متأثر از قيمت نهاده و يا پاره‌اي مشكلات ديگر و در جريان اقتصاد آزاد، توليد كننده آن محصول نتواند قيمت تمام شده خود را معادل قيمت كشور رقيب كند، آنگاه دولتها از درآمد مالياتي بخشهاي ديگر مقداري معين سوبسيد به توليدكننده مي‌دهند يا بصورت نقدي و يا در قالب يك نهاده، تا نظام توليد و بهره‌برداري و اقتصاد دچار اخلال نگردد.

اقتصادي كه يك نفر تا 5.000.000 پنج ميليون واحد سوبسيد چه مستقيم و چه درآمد سوبسيدي و يك نفر ده واحد هم نگيرد در جهان وجود ندارد، يك روستائي كه شير و ماست مايحتاج و فرش و حتي خانه خود را در يك نقطه دورافتاده خود تأمين مي‌كند و قادر نيست حتي در تمام عمر به سفر توريستي برود و در نهايت فقر زندگي مي‌كند در حالي كه يك صادر كننده محصول و دلال ميوه و تره‌بار روزانه ميليونها تومان درآمد از خريداران محصول و فروختن آن به قيمت بسيار بالاتر و حتي سود چند برابري را دارد، اين پولهاي بي‌حساب سوبسيد و تفاوت اقتصاد خدماتی با اقتصاد كشاورزي و صنعتي و … قيمت يك واحد مسكوني تا متري 30 سي ميليون تومان را به ارمغان آورد، نابودي منابع غيرقابل جايگزين و تخليه جوامع توليد كننده روستايي عليرغم آنهمه سوبسيد و هجوم به شهرها و ملحق شدن به گروه مصرف كننده و بدون بازدهي و تقاضا كننده سوبسيدهاي شهري و … هر روز ويراني بيشتر و عقب‌ماندگي و حتي غوطه‌ور شدن در فاجعه انساني، اجتماعي … پس سوبسيدها چه شد؟، توليد كننده روستايي ناتوان از توليد با آنهمه سوبسيد و مصرف كننده ناتوان از معاش، با آنهمه سوبسيد شهري،

اقتصاد كشاورزي را گاهاً با ارائه ارقام صادرات محصولات كشاورزي اقتصادي فعال و داراي درآمد ارزي معرفي مي‌كنند، ولي اگر سرمايه گذاري و هزينه هاي توليد و سوبسيد را محاسبه كنيم به اين نتيجه مي‌رسيم كه آنها را صادر نكنند چون بابت دو ميليارد دلار صادرات بيش از هشت ميليارد دلار هزينه شده در مورد خيار گلخانه‌اي موردي بسيار روشن را تعريف كرديم و ساير هزينه‌هاي توليد را به تفكيك شرح نداديم،بلكه فقط بحث سوبسيد انرژي و كارآيي انرژي بود.

حالا چند محصول باغي و زراعي را تعريف اقتصادي مي‌كنيم براي محصولي مانند گوجه‌فرنگي و گونه‌هاي مشابه جاليزي كه تقريباً هزينه و ميزان مصرف آب آنها برابر است يك نمونه بيانگر بقيه گونه‌ها مي‌باشد.

 

تومان هزينه آب مترمكعب 200 تومان در سال 5000.000=200تومان×25000متر مكعب آب

 

تومان حداقل هزينه توليد هر كيلوگرم6.000.000= 240 هزینه تولید بدون سوبسید× 25000 كيلوگرم ميانگين كشوري

 

هزينه توليد 25تن گوجه‌فرنگي9.250.000= 6.000.000 +‌3.750.000

 

حداقل قيمت تمام شده 1كيلو گوجه‌فرنگي 3900 = 25000كيلوگرم ÷9750.000 هزينه توليد

 

حداقل قيمت فروش مزرعه 49000 = 3900 ÷ 100 حداقل سود كشاورزي

 

تومان هزينه آب (چاه و يا سد) تومان هزينه آب ميزان مصرف آب

5.000.000 = 200 × 25000

 

حداقل هزينه واقعي توليد با انرژي آزاد حداكثر عملكرد كشوري

6.000.000 =   2400 ×  25000

 

تومان حداقل قيمت تمام شده هزينه آب هزينه تولیدي

11.000.000 = 5.000.000  + 6.000.000

 

حداقل سود كشاورزي براي يك سال كار3.750.000 = 25000 * 150 سود كشاورز

 

هزينه واقعي توليد1 كيلو 440 = 25000 ÷ 11.000.000

 

تومان قيمت تمام شده يا حداقل سود 590 = 150 + 440

 

در حال حاضر قيمت فروش اين محصول در مزرعه كمتر از ¼ قيمت تمام شده در مزرعه مي‌باشد و در بسياري موارد معادل ½ هزينه آب مي‌باشد.

عملكرد بسيار كم در مزرعه كه با هيچ معياري قابل توجيه نيست باعث مي‌گردد عليرغم حجم عظيم آب مصرفي و سوبسيدهاي بي‌حساب كشاورزان نيز قادر به تأمين زندگي نباشند مگر چندين هكتار زمين داشته باشند و قيمت محصول نيز بالا باشد كه شانس است!!!! كشاورزي سوبسيدي، شانسي، شيميائي!!! مانند ضرب‌المثل معروف سيب‌زميني، پياز!! گاهاً كشاورزان با قيمت بالاي محصول در اثر سياست‌هاي غلط مواجه و سود بي‌حسابي مي‌برند كه سال بعد بايد تمام آنرا بابت ضرر بدهند!!

چنانچه با روش زير سطحي اقدام به توليد نمائيم و حداكثر مصرف آب را 5000 مترمكعب اعمال كنيم

 

هزينه استحصال آب 1.000.000 = 200 × 5000

 

هزينه توليد با قيمت انرژي آزاد 10.000.000 = 100 × 100000 حداقل عملكرد آبياري زير سطحي

 

سود كشاورز  5.000.000 = 100.000 × 500 سود كشاورز

 

قيمت تمام شده محصول 110 = 100.000 عملكرد كيلوگرم ÷ 11.000.000 هزينه‌هاي توليد و آب

 

هزينه تمام شده با سود در مزرعه 160 = 50 + 110

 

آب صرفه‌جوئي شده 20.000 = 5000  - 25000 آب مصرفي روش معمولي

 

با همين اعداد ساده و رقم صرفه‌جوئي شده آب مي‌توان نتيجه گرفت كه چه سياست‌هاي ويرانگري در مديريت كشاورزي وجود دارد، در حاليكه امروز اين محصول روي زمين به قيمت يكصد و يا حداكثر يكصد و پنجاه تومان فروخته مي‌شود و فرآورده‌هاي تولیدی آن صادر مي‌گردد. با پرداخت اين ميزان سوبسيد كه به مراتب بيشتر از قيمت فروش است ادعاي صادرات داريم.

ميانگين سوبسيد در اين محصول حداقل كيلويي 400 تومان است كه در فرآيند فرآوري معادل دو هزار تومان 2000 تومان قيمت سوبسيد 1 كيلوگرم رب گوجه‌فرنگي بدون احتساب هزينه سوبسيد فرآوري مي‌باشد بدون ترديد سوبسيد فرآوري اعم از سوبسيد انرژي و نيروهاي شاغل و حمل و نقل و سوبسيد ملي به نسبت هزينه مواد اوليه و فرآورده شده كنوني معادل قيمت محصول است كه معادل 4000، چهارهزار تومان مي‌باشد، بفرمائيد محاسبه كنيد كه اين صادرات چه درآمد ارزي را به همراه دارد ترديد نداشته باشيد بابت هر كيلوگرم رب گوجه‌فرنگي حداقل 2 دلار سوبسيد مي‌دهيم، سوخت وارد مي‌كنيم، هزينه توزيع مي‌دهيم، منابع و نهاده‌هاي كشور را نابود مي‌كنيم و معادل ¼ آنرا بر ميگردانيم و افتخار هم مي‌كنيم و يا شعار اشتغال مي‌دهيم، در حاليكه مي‌توان بابت هر كيلو از اين فرآورده را بصورت ارگانيك توليد مي‌گردد بدون پرداخت يك ريال سوبسيد 3 تا 4 دلار درآمد ارزي داشته باشيم اگر كشورهاي ديگر سوبسيد صادرات مي‌دهند از منابع و نهاده‌هاي ملي نمي‌دهند بلكه از ارزش افزوده يك كالا به كالاي ديگر سوبسيد مي‌دهند،

سوبسيد كشور ما را از دستيابي به تكنولوژي و اشتغال وسيع و توسعه باز داشته، ضمن اينكه باعث بوجود آ‌مدن فاصله‌هاي طبقاتي گرديده. و مهمترين خسارت مديران پول خرج‌كن داريم و استعدادها را دفع مي‌كنند، فساد مديريتي و رانت بماند.

در اين بخش يك محصول جاليزي را به گونه‌اي ديگر و با وضعيت فعلي مورد مقايسه در روش زير سطحي و معمول قرار مي‌دهيم، قبلاً اشاره كردم گوجه‌فرنگي، هندوانه، خيار پسته و يا گندم و برنج هيچ تفاوتي ندارد، و اعداد آب و عملكرد در سيستم زيرسطحي و روشهاي ديگر تغيير مي‌كنند چنانچه به كارآئي مصرف آب مراجعه شود. و نسبت ماده خشك نيز در نظر گرفته شود و گوجه فرنگي با گندم هيچ تفاوتي در تعريف نداشته حتي پاره‌اي محصولات در مناطق سخت در آبياري زيرسطحي عملكردي تا پانزده برابر را دارند.

در حال حاضر كارآئي مصرف آب در كشور ما معادل چهارصد گرم در مقابل يك مترمكعب آب مي‌باشد. به عبارتي براي يك كيلو محصول معادل دو نيم 5/2 مترمكعب آب و با قيمت 200 تومان براي هر مترمكعب هزينه اب يك كيلوگرم محصول معادل پانصد تومان R5000 يا T500 تومان مي‌باشد.

طبق آمارنامه كشاورزي و در زمانيكه آمارنامه‌ها بسيار شفاف و حقيقي و روشن بود براي هر هكتار محصول گوجه‌فرنگي حداقل 25000 مترمكعب آب و عملكرد ميانگين نيز kg 25000 مي‌باشد.

هزينه شخم و سوبسيد انرژي + هزينه كارگري و سوبسيد ملي كارگري + هزينه نشاء و وجين و سم و كود شيميائي + هزينه اب و سوبسيد استحصار آب + هزينه ح مل و سوبسيد سوخت حمل و نقل را با هزينه غيرقابل برآورد محيط زيست و انساني ناشي از سموم و كود شيميائي را اگر جمع كنيم، جائي براي حرف زدن در زمينه كشاورزي و گروهي كه در اوج عقب افتادگي و جهالت بر اين ركن استراتژيك تكيه زده و همه چيز را به غارت و يغما و ويراني و تباهي كشانده‌اند باقي نمي‌ماند.

مترمكعب مصرف آب 25000

 

عملكرد در هكتار  25000

 

هزينه كاشت داشت و برداشت (با سوبسيد كلان)      تومان25000=100×25000 عملكرد

 

سود كشاورزي با پنجاه تومان سود (كتر از كارگري)1.250.000= 50×25000 عملكرد محصول

 

سود كشاورز (صد تومان) معادل هزينه كارگري 2.500.000= 100*25000

 

فروش محصول بدون احتساب سوبسيد كلان            تومان200 = 100 + 100

در آبياري زير سطحي ابتدا همان ميزان آب را مورد بهره‌بردراي قرار مي‌دهيم.

 

حداكثر آب مصرفي در هكتار  5000

 

هكتار زير كشت با آب ثابت   5= 5000 ÷‌ 25000

 

حداقل عملكرد در هكتار با روش زير سطحي  kg100.000

 

عملكرد محصول با آب ثابت  500.000 = 5 ×  100.000

تا اين قسمت متوجه شديم با ميزان آب ثابت معادل 475.000=25000-500.000 كيلوگرم محصول بيشتري برداشت كرده‌ايم ضمن اينكه اشتغال را نيز افزايش داديم.

 

تومان حداكثر هزينه توليد تومان25.000.000 = 50×500.000 عملكرد

 

تومان حداكثر سود براي 5 هكتار 25.000.000 = حداكثر سود50×500.000

 

تومان سود بسيار بسيار خوب براي كشاورز 1هكتار 5.000.000=50*100.000

 

قيمت فروش محصول به نصف قيمت آبياري غرقابي 100 = 50 + 50

 

تومان بابت سوبسيد دولت دريافت كند 50.000.000 = 100 × 500.000

 

با بابت ماليات

 

قيمت تمام شده و معادل قيمت آبياري غرقابي و … 200 = 100ماليات + 100 هزينه كل توليد و سود

 

مانده آب20.000=5000مصرف آب زيرسطحي-25000 مصرف آب غرقابي

 

افزايش محصول عليرغم كاهش مصرف آب75000=25000 – 100.000

 

20.000 مترمكعب آب صرفه‌جوئي كرده‌ايم در حاليكه kg25000 محصول اضافه توليد كرده‌ايم.

اينكه از كود شيميائي و سموم آفات نباتي و بيماريهاي گياهي استفاده نكرده و … بماند محصولي توليد كرده‌ايم كه مناسب مردم ايران است، پاك و طيبه.

ارزش اقتصادي محصولات كشاورزي به طبيعي‌بودن آن است و عناصر موجود در محصولات و طبيعي‌بودن ارزش آنرا در بازارهاي جهاني تا پنج برابر افزايش مي‌دهند و بعنوان محصول ارگانيك شناخته شده و جايگاه ويژه‌اي دارد و طرفداران بسيار زياد در همين بخش اگر اقدام به صادرات بخشي ازمحصول كنيم معادل

درآمد از صادرات فروش1هكتار محصول ارگانيك به 40.000.000=4×100.000

فروش صادرات5هكتار محصول ارگانيك 200.000.000=400×500.000

در اين دو بخش ملاحظه مي‌فرمايند اگر آب درست استفاده شود با 25000 مترمكعب چه ميزان درآمد خواهيم داشت.

شما دوستان اعداد فروش محصول را محاسبه كنيد ضمن اينكه عملكرد در واحد سطح كشورهاي ديگر دو تا سه برابر روشهاي معمولي ما در مقابل آب ثابت است و گاهاً تا پنج برابر افزايش دارد. ما تا چند سال ديگر عليرغم پرداخت سوبسيد دو برابر ميزان فعلي به دليل مديران نالايق و جاهل كه بعضاً طبق هدف مشخص تصميم به نابودي كشاوزري دارند قادر به رقابت با آنها نيز نبوده و عليرغم درآمد ملي كمتر قيمت محصول ما بيشتر از آنها نيز خواهد شد،

5.000.000=200 × (سوبسيد كلان+25000) 25000 مترمكعب آب

درآمد از فروش + سوبسيد چند برابري + آلودگي و سم و كود محيط زيست و …

تومان درآمد از فروش، پاكيزگي و 100.000.000= 200 قیمت محصول×500.000 میزان محصول = 25.000 مترمكعب آب

تفاوت درآمد ناشي از دو روش آبياري 95.000.000 = 5000.000 – 100.000.000

195.000.000 تومان = 5.000.000 – 200.000.000

 

درآمد از صادرات محصولات ارگانيك با كسر درآمد از محصول كثيف

 

ما مصرف آب را به  در حاليكه عملكرد را حداقل به 4 برابر رسانده‌ايم يعني كارآئي 20 برابر شده.

حال شما با اين 20 به 1 هر كاري دوست داريد و هر محاسبه‌اي كه مناسب مي‌دانيد لحاظ نمائيد. مي‌توانيد كيفيت منحصول را هم برابر فرض كنيد و هزينه توليد را نيز برابر كنيد. از شما سؤال مي كنم، اگر ماموريت گروه حاكم بر كشاورزي خباثت و نابودي كشاورزي و شكستن زيرساخت اقتصادي، نابودي روستا، ايجاد ناهنجاري‌هاي فرهنگي و سياسي و توسعه بيماري و آلودگي محيط زيست نيست پس چه مأموريتي دارند،

نكته‌اي كه بايد اشاره كنيم و بسيار مهم است اينكه قرار نيست ما در تمام كشور ا ين سيستم را اجرا كنيم بلكه طي يك برنامه‌ريزي و پروژه‌اي كه براي اين امر تدوين گرديده و نظام توليد محصولات كشاورزي و مصرف و تعريف سبد علمي تغذيه‌ جامعه و صادرات و … در مناطق مناسب و محصولات خاصي شروع گردد و در مراحل بعد حتي اقدام به تخليه روستاهاي كوهستاني كه در حال نابودي منابع طبيعي و جنگل‌ها هستند نموده كه در آينده نزديك خواهيد ديد چگونه مي‌توان منابع طبيعي و جنگل‌هاي سرسبز داشته باشيم بدون اينكه بخواهيم از روش آبياري استفاده كنيم، حقيربه گروه جهل و تبهكاري،کشاورزی كاري ندارم.

محاسبه واقعي‌تر اينكه در حاليكه توانسته‌ايم با پنج هزار متر مكعب معادل حداقل 100.000 كيلوگرم محصول صيفي توليد كنيم و با عنايت به اينكه براي اين ميزان توليد در روش‌هاي آبياري معمولي و طبق آمارنامه كشاورزي معادل يكصد هزار متر مكعب آب مصرف مي‌شود!! به عبارتي ما توانسته‌ايم با مديريت علمي آب و خاك معادل نود و پنج هزار متر مكعب آب در مقابل توليد ثابت صرفه‌جويي كنيم، در حاليكه ما حداقل توليد را محاسبه كرديم و توليد واقعي 120 تا 140 تن مي‌باشد.

روش معمولي آبياري !

كيلوگرم محصول صيفي 25000 = متر مكعب آب 25000

روش آبياري زير سطحي !

(حداقل) كيلوگرم محصول صيفي 500.000 = متر مكعب آب 25000

براي توليد پانصد تن محصول صيفي بايد پانصد هزار متر مكعب آب مصرف كرد به عبارتي با آب ثابت توانسته‌ايم توليد را به بيست برابر افزايش و سطح اشتغال را از سطح يك هكتار به پنج هكتار ببريم، در حاليكه چهارصد و هفتاد و پنج هزار متر مكعب آب در مقابل توليد فعلي صرفه‌جويي كرده‌ايم كه با اين ميزان آب صرفه‌جويي شده مي‌توان حداقل:

حداقل زمين زير كشت بادام و پسته 5/237 = حداكثر آب مورد نياز 2000 ÷ 475000 متر مكعب آب صرفه‌جويي شده

 

نفر اشتغال 5/712 = نفر اشتغال 3 × هكتار 5/237

 

كيلوگرم محصول خشك 712500 = كيلوگرم بادام يا پسته 3000 × سطح زير كشت 5/237

 

تومان درآمد از فروش 3.562.500.000 = قيمت 5000 × كيلوگرم 712.500

 

7.125.000 = كيلوگرم محصول باغي آبدار 35.000 × سطح زير كشت 237.5

 

تومان درآمد از فروش 2.850.000.000 = قيمت كيلو محصول تر 400 × عملكرد محصول تر 7.125.000

 

اعداد و ارقام تقديمي هيچ تفاوتي با اعداد اوليه ندارد، گاهاً محصولات داراي ماده خشك مانند بادام، پسته، فندق و يا محصولات باغي مانند انگور، گيلاس، سيب كه داراي ماده خشك كمتري هستند مورد محاسبه قرار گرفته و در نهايت كارآيي مصرف آب بايد مورد محاسبه قرار گيرد.

 

حداكثر آبياري معمولي

كيلوگرم محصول

متر مكعب آب

1

1

حداقل آبياري زير سطحي

كيلو سبزي و صيفي و ميوه (محصول تر)

متر مكعب آب

20

1

آبياري معمولي

حداكثر گرم ماده خشك (گندم، پسته، دانه روغني)

متر مكعب آب

100

1

آبياري ميكرو زير سطحي

حداقل گرم ماده خشك (گندم، پسته، دانه روغني)

متر مكعب آب

2500

1

 

    كشور ما براي رسيدن به استاندارد غذايي نياز به توليد سيصد ميليون تن محصولات كشاورزي اعم از محصولات باغي، زراعي، گلخانه‌اي دارد كه بخشي از محصولات زراعي را محصولات علوفه‌اي تشكيل مي‌دهند.

 

چنانچه نسبت توليد محصولات مختلف باغي را ميزان تقريبي سيصد ميليون تن در نظر بگيريم و با توجه به نياز آبي پايه جهت توليد اينگونه محصولات معادل:

 

نياز كشور به محصولات باغي جهت تغذيه استاندارد  50.000.000 تن

هكتار زير كشت

عملكرد ميانگين در هكتار

نياز به محصولات باغي

3.333.333                                   =

15                                   ÷

50.000.000

متر مكعب آب مصرفي

حداكثر نياز آبي

هكتار زير كشت

9.999.999.000 =

3.0000 ×

3.333.333

سطح اشتغال كاشت، داشت، برداشت، فراوري

9.999.999 =

3 ×

3.333.333

هكتار زير كشت

حداقل ميانگين عملكرد

3.125.000 =

80 ÷

250.000.000

نياز آبي ميانگين توليد محصولات

15.625.000.000 =

5000 ×

3.125.000

نفر اشتغال

نفر اشتغال در هكتار

سطح زير كشت

10.375.000 =

3 ×

3.125.000

ميليارد متر مكعب آب مصرفي

25.624.999.000 =

9.999.999.000 +

15.625.000.000

نفر اشتغال

20.374.999 =

9.999.999 +

10.375.000

سيصد ميليون تن محصولات كشاورزي بصورت مصرف تره‌بار، ميوه، صيفي، از يكطرف و علوفه دامي و خوراك طيور، و نيز گياهان دارويي، حذف كامل چراي دام از مرتع و تخليه روستاهاي كوهستاني كه جز خسارت به خود و كشور ثمري را ندارد را به همراه خواهد داشت، رابطه دام با مرتع را مي‌توان در رابطه گونه‌هايي مانند، آهو، كل و گوزن و گونه‌هاي متنوع وحشي ايجاد كرد.

آبخيزداري يعني حفظ جنگل و مرتع، اين دكان كه آقايان براه انداخته‌اند فقط براي سر كيسه كردن ملت و دولت است، از يكطرف مراتع و جنگل‌ها را نابود مي‌كنند و از طرف ديگر داد فرسايش و آبخيزداري سر مي‌دهند، ملتي در تاريخ جهان نديده قماشي تا اين حد دروغگو و جاهل و كذاب، ويرانگر! و عدد سيصد ميليون تن محصول كشاورزي يك عدد كلي است، قبلاً در گزارش جامع و بر اساس سبد علمي تغذيه افراد و يا خانواده‌ها نوع توليد بايد مشخص و نگاه صادرات و فرآوري با پتانسيل‌هاي منطقه‌اي و رعايت و يا تطبيق نوع محصول با اقليم مي‌توان با آبهاي سطحي، كشور معاش بيش از چهارصد ميليون نفر را تأمين نمود.

در مصاحبه مطبوعاتي كه با اينجانب صورت گرفت اعلام كردم با آبهاي سطحي كشور مي‌توان معاش چهارصد ميليون نفر را تأمين كرد، كه رئيس كشاورزي آنرا با مطالب ديگر از جمله كارآئي مصرف آب و زمين سرفت و به نام خود اعلام كرد، كارهاي هميشگي كذب و دروغ همين است، سياست نابودي كشاورزي كشور از يك دهه قبل با شدت هر چه تمامتر شروع گرديد، براي زدن تير خلاص به اين ركن حياتي كه تمام اركان ديگر وابستگي مستقيم به آن دارند كافي بود همين گروه را مأمور خدمت كنند، گروهي كه از هيچ قانون و قاعده‌اي تبعيت نكرده و فاقد هويت اعتقادي، مديريتي، علمي بوده و دست به هر كاري مي‌زنند تا نظام، جمعيتي، اقتصادي، اعتقادي، سياسي، امنيتي كشور و نظام دچار چالش‌هاي غير قابل مهار نمايند و اما چگونه:

10.ايجاد نارسايي جسمي و سوء تغذيه، بيماري فراگير ملي، در راستاي نارضايتي عمومي

11.افزايش قيمت مواد غذايي و وابسته كردن مستقيم به انرژي تا جائيكه ايجاد بحران انرژي باعث قطع كامل توليد غذا گردد.

12.ايجاد بحران اشتغال، در بخش صنعت و كشاورزي با قطع رابطه اقتصادي بين صنعت و كشاورزي

13.ايجاد بحران اقتصاد، وابسته، نفت، معدن، صنايع شيميايي، صنايع فرآوردي، مواد معدني، صنايع خدماتي، توريسم، صنايع سيمان، اتومبيل (صنايع كثيف)

14.آلودگي پايدار آب و خاك به تركيبات شيميايي مهلك و بوجود آمدن نسلي بيمار و ناتوان

15.نابودي منابع ژنتيك گياهي بومي و مقاوم و پايدار و جايگزين كردن بذرهاي ريخت و يكبار مصرف با هدف وابستگي مطلق و فاجعه بار به بذر وارداتي

16.توسعه آفات غير بومي و عدم مبارزه علمي با آن، با هدف مصرف هر چه بيشتر سموم مهلك،

17.نابودي مراتع و گونه‌هاي گياهي، ايجاد فرسايش خاك، پر شدن سدهاي كشور، و هر چه كثيف‌تر كردن غذا، محيط زيست، و ... شكستن اعتقاد مردم شكستن حكومت و نفي نظام

خدا را سپاسگزاريم كه نعمت كوير و بيابانها را با انرژي طبيعي فراوان به كشور ما ارزاني فرمود تا پس از كنار گذاردن گروه تبهكاران جاهل بتوانيم براي نجات كشور اقدام به كشاورزي در كوير و بيابان‌ها نمائيم و شايد با گذشت دهها و صدها سال راهي پيدا شود تا سموم جداسازي و يا تغييرات شيمايي در آنها مانع از خسارت جاني گردد.

دوستان با توجه به اعداد و ارقام زير درك خواهند كرد كه گروه تبهكار چگونه شيرازه يك ملت و آب و خاك را يكسره به هم مي‌ريزند و كاري انجام مي‌دهند كه هيچ دشمن قسم خورده‌اي قادر و مايل نيست خود بصورت مستقيم انجام دهد !!

مجدداً يك چشمه، قنات، چاه را در نظر مي‌گيريم كه معادل يك ليتر در ثانيه آبدهي دارد (دبي 1 ليتر در ثانيه) شنابه روز معادل 86400 ثانيه است.

دقيقه 60 = ساعت 1                ثانيه 60 = دقيقه 1

86400 = 24 × 3600 = 60 × 60 پس 24 = 1 ساعت × روز

ليتر آب در شبانه روز

ثانيه

ليتر در ثانيه

86400 =

86400 ×

1

متر مكعب آب در شبانه روز

متر مكعب

ليتر

86400 =

1000 ÷

86400

متر مكعب آب در سال

روز در سال

ميزان آب در روز

31536000 =

365 ×

86400

ميزان آب هر ماه

ماه‌هاي سال

ميزان آب در سال

72592 =

12 ÷

31536

ميزان آب اختصاص يافته به 1 هكتار باغ

ماه حداكثر سهم آبياري باغ

18144 =

7 ×

2592

حداكثر نياز آبي يك هكتار باغ

= 2000

در اين حالت با ميزان آب معادل يك ليتر در ثانيه 9 هكتار باغ ايجاد كرده‌ايم و با توجه به اشتغال 2 نفر بصورت دائم براي هر هكتار اعم از مراحل كاشت، داشت، برداشت

ميزان اشتغال دائم

نفر اشتغال

هكتار باغ

18 =

2 ×

9

تومان حداقل درآمد از فروش

هكتار

10.000.000 =

1 ×

9

محصول مي‌تواند پسته، بادام، فندق، انگور، سيب و يا هر محصولي با توجه به مديريت توليد باشد.

ميزان آب باقي مانده در زمستان 12960 = 5 × 2592

حداكثر نياز آبي 1 هكتار گلخانه = 5000

هكتار سطح زير كشت گلخانه 5/2 = 5000 ÷ 12960

كيلوگرم ميانگين عملكرد گلخانه صيفي 400.000

كيلوگرم محصول صيفي گلخانه در 5/2 هكتار

1.000.000 = 5/2 × 400000

سود خالص (كيلوي 100 تومان)  سود خالص عملكرد  100.000.000 = 200 × 1.000.000

1 نفر اشتغال هر واحد گلخانه

500 متر سطح هر واحد گلخانه

واحد گلخانه 500 متري 50 = 5/2 هكتار

سود هر واحد گلخانه 2.000.000 = 50 ÷ 100.000.000

جمع درآمد از باغ و گلخانه معادل 190.000.000 ميليون تومان است كه باعث ايجاد اشتغال 68 نفر نيروي كار دائم و غير دائم مي‌گردد. تنظيم درآمد مي‌تواند سهم مالكيت دائم از باغ و گلخانه را تعيين نمايد و نيروي غير دائم از اعضاي خانواده مي‌باشد كه جهت برداشت محصول، بسته بندي و ... كمك مي‌كنند.

نفر اشتغال دائم با درآمد ساليانه ده ميليون تومان

19 = 100.000.000 ÷ 190.000.000

تنظيم بازار و مديريت كلان توليد كه بر اساس عرضه و تقاضا و قدرت اقتصادي جامعه، نوع توليد و قيمت محصول را تعيين مي‌نمايد، تنوع محصولات گلخانه‌اي در سيستم آبياري زير سطحي به حدي است كه قابل مقايسه با روش‌هاي معمولي نمي‌باشد، نوع محصول، عملكرد را تغيير مي‌دهد و عملكرد نيز قيمت تمام شده و سود را.

اينكه اعداد و ارقام آب، سطح زير كشت، عملكرد، قيمت متفاوت مي‌باشد و در هر مبحث اعداد متفاوتي ارائه گرديده كاملاً آگاهانه مي‌باشد، براي مثال، نياز آبي انگور با تعداد بوته در هكتار و عملكرد و اقليم با نياز آبي بادام و يا گردو و خرما و مركبات متفاوت است، در حاليكه در هر مبحث نيز ارائه اعداد و ارقام با هدف همان مبحث تعريف مي‌گردد. براي مثال در بحث كارآئي انرژي در گلخانه اعداد و ارقام ارائه گرديده كه بتواند موضوع انرژي را تحليل كرده، و اثر سيستم بر كارآئي انرژي روشن گردد، در حاليكه قيمت فروش، سود و ... حقيقي نيست و همانگونه كه اشاره داشتم، تنظيم بازار و مديريت اقتصاد و پاره‌اي عوامل ديگر قيمت‌ها و رقم‌ها را تعيين مي‌نمايد.

اقتصاد بيمار، مديريت جهل، سوبسيد، فاصله طبقاتي، قدرت خريد، به حدي نامتعادل است كه عليرغم صدها ميليارد دلار سوبسيد كشاورز، با ترديد اقدام به توليد مي‌كند و امنيت اقتصادي ندارد.

اشتغال دائم با درآمد مكفي 19 = 1 ليتر آب در ثانيه

اشتغال دائم 190 = 10 ليتر آب در ثانيه

نفر سكونت در يك واحد اجتماعي 760 = 4 × 190 واحد مسكوني = 190

يك مجتمع تجاري متمركز كه مي‌تواند تمامي نيازهاي اين واحد اجتماعي را طبق قيمت‌هاي واقعي و با كيفيت از نوشت‌افزار تا ماشين لباسشوئي تأمين و شاغلين اين بخش به نسبت قدرت

شغل         نفر جهت تأمين كارهاي مورد نياز

 

مجتمع فروشگاهي                            5 نفر 

نانوا                                               2 نفر

خدمات آب و برق و تلفن شهري         10 نفر

خدمات درماني                                 10 نفر

آموزش و پروش                             20 نفر

امنيت اجتماعي                                 3 نفر

ساخت و ساز                                  10 نفر

جمع                                               60 نفر

با توجه به اينكه در اين مجتمع توليدي كشاورزان در حياط منزل مرغ و گاو و گوسفند ندارند و سبزي خوردن نمي‌كارند قطعاً آلودگي‌هاي مختلف نيز نداشته و سهم توليد را به ديگران مي‌دهند، چنانچه خانواده آنان وقت اضافي را از آموزش علوم مختلف روابط اجتماعي، اخلاق، روش مدرن زندگي كردن و ... اقدام به توليد صنايع دستي مي‌كنند در نتيجه اين واحد با توجه به گروه خدمات متقابل روستا در روستا و سپس روستا و شهر

نفر 240 = عائله 4 × گروه خدمات متقابل 60

نفر جمعيت روستا با 10 ليتر آب در ثانيه 1000 = 760 + 240

براي مثال جمعيت يكهزار نفري روستا نياز به دو هزار تخم‌مرغ در روز دارد و معادل يك هزار ليتر شير اعم از شير مصرفي مستقيم و يا فرآوري شده (خامه، پنير، ماست و ...) گوشت قرمز، گوشت سفيد، ماهي و ... در روستا توليد مي‌گردد در حاليكه مناسب ميزان مصرف مواد پروتئيني به جمعت جامعه روستايي و تواناييهاي توليد و خوراك دام و طيور و برنامه‌ريزي صورت گرفته در اين زمينه با توجه به مكمل بودن با يكديگر و پرورش زنبور عسل و نيز كنترل عوامل بيماريزا تأمين نياز جامع شهري و ...

ميزان علوفه توليدي جهت دام و طيور و كيفيت و عناصر غذايي موجود در آن و ميزان سم باقيمانده در مواد پروتئيني و لبني و ميزان آب مصرفي جهت تأمين 1 كيلوگرم گوشت كه معادل حداقل 20 متر مكعب آب مي‌باشد (سوبسيد آب جهت توليد يك كيلوگرم گوشت 4 هزار تومان مي‌باشد تومان 4000 =                                   هزينه آب 200 × متر مكعب 20) در حاليكه گوشت در پروسه توليد محصولات كشاورزي و در چرخه انرژي در روش آبياري زير سطحي رايگان عرضه مي‌گردد، (بحث رايگان بودن گوشت بر اساس طراحي چرخه انرژي بعنوان يك توليد جانبي و اجتناب‌ناپذير است. چنانچه عرضه رايگان آن مشكلي در اقتصاد ايجاد كند مي‌توان حداقل قيمت را براي آن در نظر گرفت و از قيمت فرآورده كشاورزي كاسته شود، اشتغال ايجاد شده با 10 ليتر آب در ثانيه معادل 250 نفر مي‌باشد كه يك ميليارد و نهصد ميليون تومان نيز گردش اقتصادي ايجاد مي‌كند در حاليكه يكهزار نفر در اين واحد توليدي روستائي زندگي مي‌كنند و بخشي از خانواده نيز در جمع‌آوري توليدات به شاغلين كمك مي‌كنند، اگر تمام درآمد روستا را به جمعت شاغل تقسيم كنيم

تومان سرانه درآمد سالانه شاغلين روستا

7.600.000 = 250 ÷ 1.900.000.000

درآمد اهالي روستا اعم از توليد كننده و گروه خدمات و ... شامل 250 شاغل اگر محاسبه گردد

تومان درآمد ماهانه شاغلين روستا 633.333 = 12 ÷ 7.600.000

تمام كالاي روستا به شهر عرضه گرديده و معادل آن بايد مايحتاج و كالاهاي صنعتي خريداري مي‌گردد، نيرويي كه در شهر محصول با قيمت ثابت خريداري مي‌كند محصول با قيمت ثابت در چرخه نظام توليد عرضه مي‌كند، و دولت بخشي از درآمد را بابت ماليات استفاده از نهادهاي ملي دريافت مي‌كند، تا ضمن حرف هزينه‌هاي ديگر كشوري كه غير مستقيم بر توسعه آن روستا با واحد توليد اثر دارد بنمايد.

اگر يك متخصص در همان روستا وجود داشته باشد در مبادله نهاتري ارزش كار خود را در مقابل دريافت غذا و مسكن، خدمات مي‌فروشد.

با محلي شدن توليد محصولات كشاورزي، و توليد غذا به عنوان منبع انرژي انسان، توليدات متنوع گياهان صنعتي با تدوين نظام عرضه و تقاضا، رفاه، امنيت از روستا به شهر ختم مي‌شود، در يك نظام اقتصادي علمي آنهم در كشوري مانند ايران كه ارزش منابع طبيعي آن صرفه نظر از نفت و گاز را نمي‌توان به رقم آورد اينگونه بهم پاشيدگي اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، فقر قابل توجيه نيست.

ميزان سوبسيد بي حساب و بدون مديريت كه فقط جهل مديريت را ماله مي‌كشد و يا بصورت آتش زير خاكستر بنيان ملت و آب و خاك را مي‌سوزاند، يكي از عوامل بازدارنده دستيابي به تكنولوژي است مانند زمانيكه بنزين ليتري 10 تومان فروخته و پيكان با تكنولوژي 50 سال پيش توليد مي‌كردند، مديريت جهل اهميت به امروز نمي‌داد، گلخانه‌ها و ... در تمام بخش، خصوصاً كشاورزي بر اين شدم تا طرحي ارائه دهم كه در آن دولت تمام سوبسيدها را حذف (بر روي كاغذ) آنگاه قيمت واقعي محصولات را تعيين نمايد در اين محاسبه ديگر نمي‌توان پرسنل را به كارخانه‌ها تحميل كرد بلكه تكنولوژي قابل دسترسي با ارائه كاري استاندارد پرسنل با به مورد محاسبه قرار گيرد، پس از تعيين اثر حذف سوبسيد به قيمت تمام شده محصولات دولت درك خواهد كرد كه حداقل 80 % سوبسيدها مي‌سوزند و يا به دست گروهي خاص رسيده مردم كمترين نفعي نمي‌برند، آنگاه افزايش قيمت را محاسبه و فقط به گروه حقوق‌بگير پرداخت كند و قشر آسيب‌پذير را نيز شناسايي و رقم تفاوت هزينه و درآمد را تا مدتي كه توازن برقرار شود به آنها پرداخت نمايد، كسبه و تجار كمترين ضرر و يا خسارتي از تفاوت قيمت نمي‌گيرند و درآمد كه بر اساس درصد افزايش مي‌يابد در غير اينصورت با توجه به درآمد مضاعف براي يك قشر قدرت خريد آنها بالاتر رفته و تورم در كوتاه مدت قدرت خريد را حتي براي كسانيكه كمك دريافت مي‌كنند به سرعت كاهش مي‌دهد آنگاه بايد پول تزريق شود و بنزين ليتري 1500 توان نيز مانند بنزين ليتري 10 تومان براي عده‌اي عادي خواهد شد و ...

قبلاً اشاره كردم اين پروژه را چند سال پيش در بدو رياست آقاي احمدي‌نژاد از طريق مشهدي حسنعلي بهرامي (دانشگاه تربيت مدرس) ارائه دادم، حتي براي كنترل تورم ناشي از تزريق پول، فروش نفت به ريال را بصورت تك محموله بجاي تزريق دلار دادم كه آنهم تورم‌زا مي‌باشد و دهها طرح ديگر ولي اين شخص .... بگذريم.

از طرفي پرداخت يارانه به مردم باعث خواهد شد گروهي از مردم مناطق محروم ديگر كار نكنند كه اين آفت بزرگي است، ابتدا اطاق قيمت‌ها را تشكيل بدهيد و نظارت و كنترل دقيقي بر قيمت داشته باشيد تا شيرازه كار نباشد.

برويد طرح جامع نجات كشور از سوبسيد را از مشهدي حسينعلي بهرامي بگيريد، تا طرح را درست اجرا كنيد.

 ادامه دارد